تبليغاتX
مشارکت ایلامی
پایگاه اطلاع رسانی جبهه مشارکت حوزه شهرستان ایلام

به نام خدا

بیانیه جبهه ی مشارکت شاخه ی شهرستان ایلام به مناسبت هفته ی معلم و انتخابات ریاست جمهوری

گسترش تمدن و فرهنگ انسانی و تاریخ قبض وبسط یافته ی جامعه ی بشری ، مرهون انسان های بزرگی است که گذشت زمان نه تنها آنان را فراموش نکرده بلکه در هر برهه ای از تاریخ نام و آوازه ی آنان را در سراسر جهان طنین انداز کرده است . ازپیامبران عظیم الهی حضرت آدم(ع) تا حضرت خاتم (ص) و از علماء و حکمای دیروز تا به ابر مردان امروزی همه پای در تنور سوختن و ساختن معلمی نهادند تا عنصر خام اندیشه را پخته کرده و زندگی فضیلت بخشی را برای بشریت شکل بخشند .

پاسداشت مقام و منزلت معلم و جریان اصلاحات و تحولات در نظام آموزش وپرورش سال هاست نقل محافل سیاسی و فرهنگی شده و حال آنکه در تغییر و تحولات سیاسی و در آمد وشد دولت ها این موضوع  با وصف انتقادها و ارائه ی راهکارها از سوی مراجع ذی صلاح عرصه ی آموزش وپرورش در هاله ای از سکوت و سکون و حتی پسرفت به سر می برد . با توجه به اهمیت موضوع و در آستانه ی هفته ی معلم و نزدیک شدن به انتخابات دهم ریاست جمهوری جبهه ی مشارکت شاخه ی شهرستان ایلام  این مساله را به چالش کشیده وبه آسیب شناسی آن وارائه ی دیدگاه های خود پرداخته است و معتقد است که با وجود تغییر و تحولات اساسی که در کشورهای پیشرفته و به تبع آن کشورهای در حال توسعه صورت گرفته،درآموزش و پرورش ایران نه تنها تحولی رخ نداده بلکه آموزش سنتی و مکتب خانه ای با گذشت سال ها از منسوخ شدن آن بر آموزش های نوین و امروزی مقدم است و زنگار این شیوه ها ی منسوخ بر چهره ی آموزشی کشور ما هویدا است . نگاهی اجمالی به برآیند فعالیت های آموزشی در سطوح مختلف چه در سطح مدارس و چه در سطوح عالی علمی و ارزیابی از مدارک تحصیلی افراد تحصیل کرده در مقایسه با کیفیت علمی آنان نشان از مه آلودگی آموزش و پایین بودن نرم و شاخص علمی کشور در سطوح مختلف از معیار های جهانی دارد که این معلول علت هایی باید دانست که رد آن ها را در کارنامه ی دولت هایی می بایست جست که تغییر و تحول در آموزش و پرورش را بدون جامعه شناختی در سیستم آموزشی ، شدنی می دانستند .

جبهه ی مشارکت ایلام با دیدی منصفانه و به دوراز غرض ورزی های جناحی و سیاسی دولت نهم را در جامه ی عمل پوشاندن به شعارهای تبلیغاتی خود در حوزه ی آموزش و پرورش نا کارآمد می داند و با آگاهی و صحه بر این نکته که تلاش هایی در گذشته در جهت ارتقاء مقام و منزلت معلم و کیفیت بخشی نظام آموزشی کشور صورت گرفته ولی این تحولات را اساسی و بنیادی ندانسته و این سخن به درازا کشیده ی فرهنگ و فرهنگی را رمان بلندی دانسته که مرگ تدریجی قهرمانش خواننده را متأثر و متأسف می کند و در این اثنا دولت نهم آن را به تراژدی غم انگیزی بدل کرده است که تاریخ جامعه ی فرهنگی ایران به خود ندیده و در نوع خود بدیع و بی نظیر است. امروزه بی انگیزگی معلمان و مشکل معیشتی آنان ، بوجود آمدن فضایی بی روح و سرد در مدارس ، رشد فزاینده ی افت تحصیلی دانش آموزان ، سوء مدیریت های کلان آموزشی و بی برنامه گی در مدیریت مدارس نشان از عدم توسعه ی پایدار در آموزش و پرورش داشته و برخوردهای حراستی و پلیسی با معلمان و فعالان جامعه ی صنفی فرهنگیان در مطالبه ی حقوق صنفی خود، تهدید و برخوردهای آمرانه  آموزشی و پرورشی و سیاسی با معلمان خدوم وبه تیر وترکش کشیدن جسم وروان دانش آموزان ، تبدیل مدارس به پایگاه و جولانگاه نیرو های نظامی- انتظامی ، شکستن حریم حرمت فرهنگیان معزز دراستان ایلام  بر گرفته از پندار منحطی می دانیم که نشأت گرفته از تفکری عقیم و پوپولیستی است که در غفلت و جهل آرامیده است و خلایق را به کیش خود می پندارد و اذعان می داریم که این بی عدالتی و بی مهری دولت عدالت محور و مهر ورز نهم جفای بزرگی در حق جامعه ی فرهنگیان به عنوان قشر زحمت کش و پیشرو کشور می باشد . و حال فرهنگیان فرهیخته ی استان را مخاطب قرار داده و اعلام می داریم که با وجود اجحافاتی که در حق آنان رفته خردورزی را پیشه کرده و به امید فردایی بهتر لحظه ای در راه مسولیت خطیر انسانی خویش کوتاهی نکرده و امروزه که به نقطه ای رسیده ایم که دیروز برایمان نامریی و غیر قابل تصور بود فرض است که فردا را نقطه ی آغازی برای پیشرفت دیگری بدانیم و هفته ی معلم را طلیعه ای در جهت تغییر و تحول اساسی در نظام آموزشی دانسته و با رویه ی تغییر و اصلاح در مدیریت سیاسی  کشورهمه ی فرهنگیان عزیز را به مشارکت فعال در انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری دعوت می نمائیم . باشد که در تغییر سازنده ای که به فضل الهی و اراده ی ملت در آینده و در مدیریت اجرایی کشور رخ خواهد داد آموزش و پرورش به مسیر نشاط و شکوفایی و بالندگی برگردد.  

جبهه ی مشارکت ایران اسلامی شاخه ی شهرستان ایلام

اردیبهشت 1388

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 22:15  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام | 
بیانیه جبهه مشاركت پس از انصراف خاتمی و شرایط جدید انتخاباتی Print This Page!!!

امروز: جبهه مشاركت ایران اسلامی در پی انصراف سید محمد خاتمی از ادامه حضور در انتخابات به عنوان کاندیدا بیانیه‌ای را در این خصوص و شرایط جدید انتخاباتی صادر کرد.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

فرارسیدن عید فرخنده نوروز را به همه هموطنان گرامی تبریك می گوئیم و سالی سرشار از سلامتی و موفقیت و سرزندگی برای همگان آرزو می كنیم و امید آن داریم كه خداوند مهربان در این سال درهای رحمت و بركتش را بروی بندگان و ملت بزرگ ایران گشاده دارد.

سال 88 سالی سرنوشت ساز برای مردم ایران است كه با رویكرد فعال و سازندة آنان در انتخابات ریاست جمهوری دهم در 22 خرداد ماه می تواند نقطه عطفی در حركت كشور به سوی بازگشت به آینده ای امید بخش بر اساس همان شعار دیرین " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " باشد. گذر سه دهه از انقلاب و تجربه های تلخ و شیرین و موفقیت ها و ناكامی ها پشت سرنهاده شده ما را به مطالعه و بهره گیری و عبرت آموزی توصیه می كند تا گذشته را چراغ راه آینده سازیم و با آگاهی و بصیرت به دوره ای جدید در تأثیر و تأثر از تحولات زمان و مكان و متكی بر درك حوادث واقعه گام برداریم و فرزند زمانه خویش نه اسیر و عبید آن باشیم.

ازاین منظر انتخابات پیش رو برای همه آنانی كه دل در گرو آرمان های رهایی بخش انقلاب اسلامی و ارائه الگویی موفق و كارآمد از نظام جمهوری اسلامی بسته اند اهمیتی ویژه دارد كه با توجه به مجموعه شرایط نگران كنندة داخلی و خارجی برای ایران می توان آن را فرصتی استثنایی برای ایجاد " تغییر سازنده " دانست. بر پایه چنین تحلیل و نگاهی بود كه جبهه مشاركت به همراه خیل عظیمی از نیروها و گروه های اصلاح طلب از جناب آقای سید محمد خاتمی، كه كوله باری از تجربه موفق سال ها مسئولیت و مدیریت را به ویژه در دوران هشت سال ریاست جمهوری با خود به همراه داشت، درخواست كرد بعنوان نامزد انتخابات وارد این عرصه شود. ایشان به رغم میل باطنی و دشواری های قابل پیش بینی راه در پاسخگویی به این درخواست های فزاینده نخبگان، احزاب و گروه های سیاسی و اجتماعی و قشرهای مختلف مردم وارد میدان شدند و در اندك زمانی توانستند موجی از حركت و امید و شور وشوق را در دل مردم زنده كنند كه اوج آنرا می توان در استقبال پرشور از ایشان در استان های فارس، كهگیلویه و بویراحمد و بوشهر مشاهده كرد كه نوید وقوع «دوم خرداد» ی دیگر را می داد. ..... با این همه شرایطی پیش آمد كه ایشان در اوج اقبال عمومی و احتمال پیروزی در انتخابات انصراف خود را از نامزدی در انتخابات اعلام كردند. ما ضمن تقدیر و تشكر فراوان از ایشان برای پذیرش دعوت و اعلام نامزدی اعلام می داریم از اینكه شرائطی بوجود آمد كه منجر به انصراف ایشان شد و كشور و ملت را از حضور ایشان در انتخابات محروم ساخت متاسفیم، هرچند اكنون «سرمایه خاتمی» را ارزش افزوده ای برای جنبش اصلاحات و ایران و اسلام میدانیم.

بر این اساس درخواست داریم كه جناب آقای خاتمی همچنانكه خود اعلام كرده اند در عرصه سیاسی و انتخاباتی حضور فعال داشته و جبهه اصلاحات را بسوی پیروزی راهبری نمایند . اقدام آقای خاتمی در دورانی كه برای بسیاری از سیاستمداران و صاحبان قدرت پیروزی به هر بها و بهانه ای اصل است ، عملی بغایت اخلاقی و ماندگار و درس آموز است كه البته آثار و نتایج ملموس و مؤثر در عرصة سیاست نیز دارد. این اقدام راه عبور ما را در گذشتن از خودمحوری ها و منفعت طلبی های شخصی بسوی اهدافی بلندتر در عرصه ملی چون پیشبرد اصلاحات و انجام " تغییر سازنده " در اداره كشور نشان می دهد. به حق می توان خاتمی را پرچمدار اصلاحات و مظهر فضیلت های ملت در پایبندی به عهد و وفاداری به آموزه های دینی و اخلاقی و در یك كلمه فرزند فاضل و با تقوای امام خمینی(ره) دانست.

جبهه مشاركت ایران اسلامی با درك و تحلیل شرایط جدید و استفاده مؤثر از این فرصت و سرمایة نو همچون گذشته بر حضور فعال و موثر در انتخابات ریاست جمهوری دهم با هدف پیروزی و ایجاد " تغییر سازنده " در اداره قوه مجریه كشور مصمم است و تحقق این امر را منوط به تجمیع آرا و اجماع اصلاح طلبان بر یك نامزد و پرهیز از تشتت و اختلاف در این مسیر می داند. از اینرو در ادامه روند فعالیت در انتخابات تمام توش و توان خود را بر ایجاد ائتلاف بین گروه ها و نیروهای اصلاح طلب و اجماع بر یك نامزد برای تحقق امر تغییر سازنده در وضع موجود مصروف خواهد كرد. بر این پایه از نامزد های اصلاح طلب حاضر نیز انتظار دارد كه در این مسیر با توجه به همین مهم و ارائه تصویری روشن از دیدگاهها و تبیین برنامه ها و مواضع خود به حفظ و ارتقای شور و نشاط انتخاباتی ایجاد شده در میان اصلاح طلبان و بخصوص به جوانان خود انگیخته و دل به اعتلای ایران اسلامی سپرده یاری رسانند. سرمایه اصلاح طلبان جز شهروندانی كه در همه قشرها و لایه های اجتماعی دل به تغییر سازنده در اداره كشور بسته اند و تنها با آرا خود و به شكلی قانونی و مدنی می خواهند مسیر اداره كشور را بسوی حاكمیت قانون و كفایت و كارآمدی و تامین حقوق شهروندی و تحقق جامعه مدنی سوق دهند نیست و نامزد های محترم با پاسخگویی به این مطالبات با شفافیت و صراحت سرانجام می توانند نشان دهند كه پیروزی اصلاحات در این مرحله گامی مؤثر برای تغییر سازنده در مدیریت سیاسی اجرایی كشور و گشودن فضایی جدید برای جنبش فراگیر اصلاحات در جهت تعمیق آرمان های والای انقلاب و دستیابی ملت به حقوق اساسی و قانونی خویش است.

جبهه مشاركت ایران اسلامی بر اساس مصوبات كنگره یازدهم (آذر ماه 87) با جمعبندی نظرات تشكیلاتی و تحلیل شرایط جدید مواضع خود را پس از انصراف خاتمی درباره انتخابات آتی اعلام خواهد كرد. جبهه مشاركت در شرایط كنونی و تا اتخاذ تصمیم تشكیلاتی ازهمه نیروهایی كه در پیوند و همسویی با ما عمل می كنند می خواهد با نهایت رعایت اخلاق و انصاف از هرگونه موضع گیری منفی نسبت به نامزد ها و داوری های شتابزده و احساسی در قبال شرایط پیش آمده خود داری نمایند و نگاه و فعالیت های سیاسی و اجتماعی خود را معطوف به آینده، نقد وضع موجود، تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و رقابتی و تشویق و تحریض مردم به حضور فعال و موثر در انتخابات و جلوگیری از تشتت و پراكندگی آرای اصلاح طلبان و اجماع نیروها و نامزدها مصروف كنند.

   پايان خبر
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 23:14  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام | 
بيانيه انتقادی اصلاح طلبان کردستان در آستانه سفر دوم دولت به کردستان Print This Page!!!

کوردنيوز: شش حزب سياسی با صدور بيانيه مشترکی به مناسبت سفر دوم احمدی نژاد به کردستان تاکيد کردند که در دولت احمدی نژاد کردستان محروم تر از سال ها پيش شده و سياست های دولت گرچه با پسوند عدالت همراه است اما در عمل به «تعميق فقر در کردستان» انجاميده است.
به گزارش کوردنيوز ، دراين بيانيه مفصل ،سياست های دولت درحوزه های مختلف انتقادآميز ارزيابی شده و در جمع بندی نيز تيتر وار پيشنهادهای برای بهبود شرايط کردستان ارايه شده است. متن بيانيه به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
بيانيه ائتلاف اصلاح طلبان کردستان درمورد سفر دوم دولت به کردستان
در آخرين ماههای دولت نهم و واپسين روزهای سال ۱۳۸۷دولت اصولگرای محمود احمدی نژاد عزم خودرا بر انجام دومين دوره از سفرهای استانی به استان محروم کردستان جزم کرده است.
ما به رسم آيين مهمان نوازی کردها سفر اعضای دولت را گرامی می داريم. اما حضور رئيس دولت و هيات وزيران در کردستان فرصت مغتنمی است که يکبار ديگر به ارزيابی عملکرد دولت محترم به ويژه در اين استان بپردازيم:
کشتی بدون قطب نمای دولت نهم، در دريای متلاطم مسايل و مشکلات سياسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی کشور نه تنها آرامش و اطمينان را در چشم انداز مردم قرار نداده ، بلکه کرانه های مه آلود و تيره تاری از مشکلات توانفرسا را در افق ديد مردم قرار داده است.
امروز همگان درک کرده اند که آرمان های بلندی همچون توسعه و عدالت در ورای توان کارشناسی و مديريتی دولتی چون دولت نهم قرار دارد. تورم کمرشکن ، بيکاری بالا ، رشد اقتصادی اندک ، سرمايه گذاری بسيار پايين ، تحريم و سيل نقدينگی تنها برخی از ارمغان هايی است که دولت نهم در دامن ملت گذاشته است.
در اين ميان سفرهای استانی يکی از کوشش هايی است که دولت نهم با جديت آن را دنبال نموده است. به اعتقاد ما سفرهای استانی دولت نه با هدف تلاش برای آبادانی و توسعه در اقصی نقاط کشور بلکه معطوف به اراده ای سياسی برای کسب رای در دوره بعدی انتخابات بوده است. اين سفرها معضل ديرپای قانونگريزی را در ساختار حقوقی کشور دامن زده است زيرا؛ موجبات خروج دولت از عمل و هزينه بر اساس قوانين جاری و به ويژه قوانين سنواتی بودجه فراهم آورده است. به اعتقاد ما اين سفرها مغاير با يکی از شعار ها و وعده های اوليه دولت نهم يعنی تمرکز زدايی از امور اداری کشور نيز بوده است. به اين خاطر که دولتمردان دولت نهم با حضور در محل و گرفتن اندک حق تصميم گيری در امور محلی را نيز از آنان سلب نموده اند.
شکی نيست که امروزه با استفاده از اصول مديريت مدرن می توان بدون اتلاف هزاران ساعت از وقت وزاء، کارمندان و کارشناسان و مردم به ژرف ترين صورت با مسايل و مشکلات گوشه کنار کشور آشنا شد و در جهت حل آن گام برداشت ، بنابر اين سفرهای استانی گامی نادرست در مسيری نادرست می باشد.
متاسفيم بگوييم کردستان در دوره حاکميت دولت «عدالت و مهرورزی» در همه زمينه ها به جز در شعار چنان دچار بی مهری و ناعدالتی و پس رفت و عقب ماندگی شد که نه تنها درحوزه های انسانی و قدرت سياسی محرومتر شده که در حوزه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی حتی آمارها و گزارش های غلط و اغواگرانه مقامات محلی نتوانسته جای کردستان در رديف آخر استان های کشور را دست خوش تغيير کند.
حتما رييس دولت آگاه است سفر او و همراهانشان دراين اواخر به کردستان عمق عقيده دولت مهر ورزی و عدالت جويی و نحوه مواجه آنان با کردستان و نيز چگونگی تلاش اين دولت برای بهرمندی کردها از حقوق مساوی با ديگر ايرانيان را به خوبی روشن می کند.
ما جمعی از فعالان سياسی کردستان معتقديم؛ اين دولت احساس تبعيض هم ميهنان کردستانی را تعميق نموده و عليرغم شموليت اصول ترقيخواهانه ، انسانی و برابری خواهانه ملت بزرگ ايران در انقلاب اسلامی ، کردها در سالهای دولت آقای احمدی نژاد عملا" از منزلت، ثروت و قدرت ملی برابر با ديگر ايرانيان محروم تر از پيش و از اندک دستاورد های سياسی- اقتصادی سال های اخير نيز محرومتر شدند.
آقای رييس جمهور؛ نمی توان پذيرفت بخش هايی از قانون اساسی ميثاق ملی ايرانيان چون اصول ۱۵ ، ۱۹و ۲۰ که ناظر بر استيفای منزلت و حقوق ملی و مذهبی اقليت های قومی ايرانی است ، درسال های قدرت جنابعالی ناديده انگاشته شود.
ما نمی توانيم بپذيريم ، اعتبارات اندک استان کردستان ۹ ماه منتظر سفر اول شما به کردستان شود و سپس در نهايت ناباوری در جلسه دولت بازتصويب و نام اعتبارات استانی به مصوبات سفر رياست جمهوری تغيير کند !؟ و سه سال بر پروژه ها و اعتبارات سال ۸۵ شعار داده شود.
اين اقدام شما چه نسبتی با عدالت خواهی دارد؟ در قانون بودجه ايران ، رديفی به نام بودجه مصوبات رييس جمهوری وجود ندارد مصوبات تاريخی شما در کردستان از کجا تامين اعتبار می شود؟ براستی چگونه وجدان خود را راضی کرديد که باز تصويب اعتبارات استانی را به نام هديه دولت و رييس جمهوری به مردم کردستان اعلام کنيد؟
اگر می خواهيد و می خواستيد که به کردستان کمک کنيد چرا قبل از تصويب بودجه ۸۸ در مجلس برای بررسی محروميت کردستان به اين استان سفر نکرديد؟ اينک که صنعت موجود کردستان در سايه بی توجهی کامل دولت شما مستهلک شده حتما" می خواهيد طرح يک سال پيش آمايش صنعت و ساخت چند خانه بهداشت را به عنوان مصوبه دولت اعلام کنيد؟ آيا با ارايه آمارهای غلط و بی پايه می توان منکر عقب ماندگی و محروميت مزمن کردستان بود؟
نمی توان پذيرفت به جای نفت ثروت ملی ايرانيان ، سيب زمينی مانده و در آستانه فساد در مزارع و انبارها ، هديه رييس جمهوری به سفره کردها باشد.
آقای رييس جمهور؛ آيا می توانيد پاسخ دهيد که تدريس زبان کردی و آموزش محدود آن در چارچوب قوانين چرا به تاريخ سپرده شد؟ آيا می توانيد بگوييد چرا اعتبارات اختصاص يافته به کردستان صرف همان ديدگاههای مذهبی و فرهنگی شود که به کرات وبسيار مطلوب تر از آن در رسانه ملی و اجتماعات وهمايش ها و کتب و مطبوعات ملی منتشر می شود؟ آيا درست است که فرهنگ بومی و محلی يک منطقه که از کلان کشور متمايز است با مديريت غلط و آمرانه کارگزاران اعزامی اش چنان در اختيار گرفته شود که به امر و نهی آنان اجازه بروز و ظهور و به زعم آنان در جامعه بازخورد داشته باشد؟
*دستاوردهای دولت عدالت در کردستان
با اين همه ، تشديد عقب ماندگی ها و محروميت ها در سايه کند شدن تکميل زير ساخت ها و پروژه های شروع شده در دولتهای اصلاحات چون تبديل جاده سنندج- همدان به بزرگراه ، کند شدن و توقف ساخت سدهای کردستان ، دوبانده شدن جاده کرمانشاه- مياندوآب و احداث فرودگاه سقز و به دست فراموشی سپردن پروژه مهم ملی و تاريخی انتقال آب سيروان به شرق استان ، تعطيل کردن حوزه صنعت و اشتغال و پرداخت نکردن تسهيلات واحدهای صنعتی در دست ساخت با بهانه های گوناگون و رکود کامل حوزه صنعت، تعطيلی و اعلام انحلال واحدهای توليدی دولتی و بيکاری بيش از يک سوم از شاغلان در آمارهای رسمی دولتی، فراهم کردن زمينه ورشکستگی واحدهای توليدی نمونه کردستان و در آستانه تعطيلی قراردادن آنها و تعديل نيروهايش (کارخانه توليدی قطعات پزشکی وذوب آهن) ، تعطيلی سرمايه گذاری خارجی در معدن طلای کردستان و بی توجهی به توسعه ی بازارچه های مرزی استان که تامين کننده معيشت اکثريت مرزنشينان است و مثالهای فراوان از اين دست در سه سال گذشته وهمچنين ارايه تحليل خودساخته و بی پايه از معنی محروميت و آمار بيکاری در کردستان از سوی دولت ، کاهش شديد سرانه درآمد و تعميق فقر و اکتفای صرف به امور روزمره به عنوان مصوبات تاريخی رييس جمهوری اندکی از دستاوردهای حوزه عدالت اند.
درحوزه سياسی هم ، شرايط سياسی- امنيتی سنگين کنونی کردستان که جمعی از شهروندانش با اتهامات متعدد سياسی امنيتی در بازداشت و شماری از آنان با احکام سنگين اعدام روبه رويند همراه تحديد فعاليت های مدنی ، سياه و سفيد کردن فضا ، لغو امتياز نشريات منتقد دولت ، درج جهت دار وهدفمند و مغرضانه يک مقطع انحرافی از حوادث ابتدای انقلاب در کردستان در کتاب تاريخ مقطع متوسطه وآموزش آن به دانش آموزان سراسر کشور برای ايجاد و تبليغ عملی نگاههای منفی وامنيتی و نظامی و تشويش اذهان جامعه ايرانی نسبت به کرد و کردستان ، عدم اجازه به نيروهای با دانش و خلاق محلی و بهره گيری از نيروهای کم مايه ، مداح و ستايش گو و در خدمت و بومی زدايی از مديريت های محلی و نيز فراهم کردن زمينه های فشار بين المللی بويژه در زمينه های حقوق بشر از سوی سازمان جهانی حقوق بشر ، پارلمان اروپا و سازمانها و احزاب اروپايی و انتشار بيانيه های پياپی از سوی آنان درمحکوميت رفتارهای مقامات ايرانی در نقض حقوق بشر در کردستان درسه سال گذشته و باز توليد نگاه های دهه ۶۰ عملکردی است که جز در دولت احمدی نژاد از هيچ دولتی در ايران تاکنون برنيامده است.
ما معتقديم بايد زمينه حضور کردها و اهل سنت در کلان قدرت ملی فراهم آيد.مذهب اهل سنت به حقيقت پاس داشته شود. احساس منزلت ، کرامت ،عزت و رعايت حقوق اساسی در کردها و اهل سنت تقويت شود .از نگاه غير خودی به آنان پرهيز و نگاه امنيتی و نظامی به کردستان برچيده شود و از منظر سياسی مسايل کردستان بازخوانی و برنامه ريزی گردد. در برخورد با کردها تسامح وتساهل جای ويژه داشته باشد. زمينه سرمايه گذاری خارجی و داخلی و حضور کارآفرينان ايرانی و همچنين محلی و منطقه ای در استان فراهم آيد و رفتارهای حاکميت به گونه ای تنظيم و در کردستان عملی شود که احساس ايران از آن همه ايرانيان است در احاد شهروندان کردستانی تجلی عينی يابد و با تکيه بر صداقت و اعتماد روابط خدشه دار شده بازيابی شود.

شورای هماهنگی ائتلاف اصلاح طلبان کردستان
خانه کارگر کردستان - جبهه مشارکت منطقه کردستان - سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی کردستان - حزب اسلامی کارشاخه کردستان - حزب اراده ملت شاخه کردستان- حزب همبستگی شاخه کردستان

   پايان خبر
+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 13:30  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام | 

 

به نام یزدان هستی بخش

 

نوروز، سرآغاز رویش  طبیعت وزمان نو آموزی و نو اندیشی را برهمه ی 

 آزاد اندیشان جهان که چنان طبیعت با تغییر و تحول و حرکت و نوزایی به

فرداهایی بهتربرای بهتر زیستن بشریت می اندیشند و آزادی را هبه ی جدا  

نشدنی  خداوند به او می دانند  شاد باش می گوییم و آرزو داریم که سال 88

سرآغازدیگری در جهت پیروزی اصلاحات و نهادینه کردن حکومت قانون و

قانونمداری و پوشاندن جامه ی دموکراسی بر قامت میهنمان  ایران برای

همیشه  باشد .

 

اعضای جبهه ی مشارکت شاخه ی شهرستان ایلام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 21:43  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام | 

به نام خدا

به بهانه ی کوپن نفت

شنبه  بیست و سوم شهریور هشتاد و هفت و روزهای بعد از آن ازدحام و نارضایتی مردمی چهره برافروخته که جهت دریافت کوپن نفت مراجعه نموده بودند نگاه هر رهگذری را  متوجه  روزمرگی  و ائتلاف وقت شهروندان محترم و معترضی می نمود که وعده ی استفاده از سوخت گاز موجب شادمانی آن ها شده وبه همین امید وسایل گرما سوز خود را تعویض کرده و بیش از موعد وسایل قسطی گاز سوز تهیه نموده بودند که نه تنها از این نعمت خدادادی برخوردار نشدند ( اگر تا سال نود به آرزوی خود برسند جای شکرش باقی است) بلکه تهیه و تامین نفت هم برای آنان سخت و درد سر آور شد  . در توجیه این بی برنامه گی  و بی نظمی  در توزیع کوپن نفت مسولان محترم خرابی سیستم را عامل و علت می دانستند که متاسفانه این رویه و روشی است که امروزه هر کاردان نا کارآمدی در توجیه کار خود تقصیر را به گردن دولت الکترونیک انداخته و هر روز به بهانه ای مردم باید تحقیر شوند و ساعت ها وقت خود را در صف های طویلی بگذرانند که نتیجه ای جز وعده و وعید نداشته و این  در حالی است که بعد از گذر ازبحران گرما ی تابستان که با کمبود و قطعی آب و خاموشی های چند ساعته در طی روز همراه بود از طرفی هم عدم راهکار مناسب جهت مقابله با حوادث طبیعی و غیر مترقبه که با  نزول باران رحمت الهی در روزهای تابستانی با وجود پیش بینی هوا شناسی درجاری شدن سیل هیچ اقدامی جهت مقابله با مشکلات ناشی از آن انجام نمی گیرد . همچنین مشاهده ی صحنه هایی هم چون آب نوشیدن شهروندان ازآب های غیر قابل شرب پارک ها و دیگر مناطق خم به ابرو مسولینی که ساعت های زیادی فقط برنامه ریزی می کنند نمی آورد در حالی که مردم بایستی تاوان بی تدبیری و سوء مدیریت آقایان را بپردازد و بارندگی چند ساعته آن چنان بحرانی ایجاد کند که قطعی آب و برق روزها ادامه داشته و مسولین خود بحران زده و عاجز از حل مشکلات مردم را به خرید آب معدنی با قیمت ها ی گزاف از سوپر مارکت ها و مغازه ها هدایت می کنند دریغ از این که بعضی مردم از تهیه نان شب هم ناتوانند تا برسد به تهیه آب وسایر وسایل مورد نیاز خود و حال سوال این جاست که سفره ی که قرار بود با پول هنگفت نفت و افزایش بهای بنزین و پرداخت نقدی یارانه ها رنگین شود چه شد ؟

و سیاست هایی که در زمینه ی مسکن ساعت ها وقت کاری دولت را به خود اختصاص داد چه نتیجه ای داد؟ جز این که خروجی آن افزایش اجاره بها و دوبرابر شدن بهای مسکن بود ؟! ونتیجه ی ایجاد این شرایط را باید در وضعیت بحرانی و اسفناک و پریشان حالی زوجی که تازه زندگی مشترک خویش را آغاز نموده دید که در به در به دنبال سرپناهی هر چند محقر است تا در زیر آن زندگی به سر کند به امید این که مسولین با درایت و کارآمد در آینده ی نه چندان دورفکری نوکنند و  طرحی نو در اندازند ... و سخن آخراین که اگر افزایش تصاعدی پول نفت و جیره بندی بنزین و افزایش بهای آن و واگذاری شرکت ها و کوچک شدن دولت همراه با عدالت محوری دولت نهم نبود البته معلوم نبود وضعیت فعلی چگونه می شد که خود جای سوالات و ابهاماتی دیگری است .   

 صادق میرزایی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 11:7  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام | 

نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :22/6/1387      18:5:0      تعداد بازديد كنندگان خبر:763


آيا كروبي نامزد انتخابات بشود؟
نماينده ايلا‌م: بيايد و طرح كابينه ائتلا‌في را پيگيري كند


روزنامه اعتماد ملي تصميم گرفته است در پي دعوت رسمي حزب اعتمادملي از مهدي كروبي براي شركت در دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري اين پرسشها را با صاحبنظران سياسي، حزبي و دانشگاهي به بحث بگذارد كه آيا كروبي نامزد انتخابات بشود؟ چرا كروبي بايد بيايد؟ دلا‌يل اين آمدن چيست؟ آمدن او چه تاثيري در وضعيت سياسي و اجتماعي - اقتصادي كشور دارد و برعكس نيامدن او به چه دليل بايد باشد؟ چرا نبايد او بيايد؟ از اين رو روزنامه اعتماد ملي آماده است تا نقطه نظرات صاحب‌نظران را براي تبيين هرچه بيشتر موضوع منتشر كند تا هم فضاي سياسي و تصميم‌گيري روشن‌تر و شفاف‌تر و نيز موانع احتمالي و البته مزاياي حضور مشخص‌تر شود و در نهايت كمكي باشد به تصميم نهايي مهدي كروبي، بحث امروز را با داريوش قنبري نماينده مردم ايلا‌م در مجلس هشتم پي گرفته‌ايم.

<در وضعيت فعلي آنچه كه مهم است وحدت اصلا‌ح‌طلبان مي‌باشد،‌به اعتقاد من اصلا‌ح‌طلبان بايد شرايط انتخابات مجلس و رياست‌جمهوري نهم را مورد بررسي قرار دهند و با توجه به نتايجي كه كسب كرديم هر كدام به سمت و سويي نروند بلكه براي حصول وحدت تلا‌ش كنند. بايد اصلا‌ح‌طلبان هرچه سريع‌تر كانديدايي معرفي كنند زيرا وقت زيادي باقي نمانده است و البته در اين شرايط من بر اين باور هستم كه آقاي كروبي با توجه به سوابقي كه در جريان اصلا‌حات دارند مي‌توانند به عنوان كانديداي اصلا‌ح‌طلبان معرفي شوند زيرا ايشان از ليدرهاي جريان اصلا‌حات هستند. آقاي كروبي طرحي را تحت عنوان كابينه ائتلا‌في مطرح كرده‌اند كه به نظر مي‌رسد اين طرح طيف‌هاي مختلف اصولگرا و اصلا‌ح‌طلب را دربرمي‌گيرد هر چند كه ارائه اين طرح مي‌تواند موجب ائتلا‌ف بين اصلا‌ح‌طلبان شود ولي اجماع اصولگرايان روي كانديداتوري آقاي كروبي بر اساس اين طرح امكان‌پذير نيست. از سوي ديگر همانطور كه پيش‌تر اشاره كردم بايد اصلا‌ح‌طلبان به آسيب‌شناسي نتايجي كه در انتخابات رياست‌جمهوري نهم كسب كردند بپردازند و بنابر آن، اختلا‌ف دروني را كنار بگذارند و بدون آنكه بحث درباره مصداق نامزد واحد اصلا‌ح‌طلبان باشد بايد اصلا‌ح‌طلبان اجماع و وحدت را مدنظر قرار دهند و پيشبرد آرمان‌هاي اصلا‌ح‌طلبان بايد مورد توجه قرار گيرد كه در اين راستا من فكر مي‌كنم كه آقاي كروبي به عنوان ليدر جريان اصلا‌حات مي‌توانند در اين عرصه موفق باشند. با درايت و تدبير حزب اعتماد ملي آقاي كروبي به عنوان نامزد دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري انتخاب شد و باعث اميدي در دل اصلا‌ح‌طلبان شد. آقاي كروبي بزرگ و شيخ اصلا‌حات است و اصلا‌ح‌طلبان بايد با تمام توان زمينه و بستر را براي حضور آقاي كروبي در دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري آماده نمايند. به اعتقاد من بايد بزرگان اصلا‌ح‌طلب و ليدرهاي جريان‌هاي مختلف اصلا‌ح‌طلب در شرايط فعلي به تفاهم‌هاي اوليه براي نحوه حضور در انتخابات رياست‌جمهوري دهم بپردازند بنابراين از آقايان كروبي، ‌خاتمي و هاشمي انتظار مي‌رود كه زمينه وحدت اصلا‌ح‌طلبان را فراهم كنند.

 

انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com


<<<<< مشاهده خبر بعدي


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 22:42  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام | 

 

به نام خداوند دانایی و توانایی

 ورزشکار توانا جناب آقای ذبیح الله پورشیب حضور با اقتدار و

درخشش غرورآفرین حضرتعالی در مسابقات جهانی کاراته و کسب

مقام قهرمانی تیم های امید در کشور مالزی نشانی زرین بر تارک ایران

 اسلامی و افتخاری بزرگ برای ایلام قهرمان پروراست . جبهه ی

مشارکت ایران اسلامی شاخه شهرستان ایلام این مدال طلایی را برازنده

 ی شما دانسته و صمیمانه ترین تبریکات خود را به شما و خانواده ی

محترمتان و جامعه ی ورزشکاران و بویژه هم استانی های گرامی تقدیم

 می دارد و از خداوند بزرگ موفقیت شما را در تمام مراحل زندگی

آرزومند است.

اعضای جبهه ی مشارکت ایران اسلامی شاخه شهرستان ایلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 8:35  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام | 
ضمن تبريك اعياد شعبانيه ؛ بختيار كرم بيگي از فعالين سياسي استان ايلام با شكايت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منطقه ايلام امروز دو شنبه مورخ 21/5/87 بدليل اتهام توهين به رهبري و شوراي نگهبان (تحت اين عنوان كه شوراي نگهبان مانع تحقق جمهوريت نظام مي باشد ) و توهين به سپاه وبسيج وعدم استقلال در قوه قضاييه به دادگاه انقلاب اسلامي شهرستان شيروان چرداول فرا خوانده شد و به منظور بررسي بيشتر جلسه وي به تاريخ 5/6/87 موكول گرديد رئيس حزب مشاركت شهرستان ايلام بابيان اين خبر افزود در نظام جمهوري وجامعه ي متكثر ؛ انجام فعاليتهاي سياسي در ار چوب ضوابط موجود ؛ سبب بالندگي و نشاط جامعه مي گرددو بدون شك حيات اجتماعي نيازمند حضور فعال احزاب و اعضاي آن در عرصه هاي مختلف است . در شرايط سخت كنوني وبا تهديدات خارجي وفشار اقتصادي داخلي ؛ برخوردهاي سلبي و قضايي با فعالان سياسي موجب انسداد سياسي در جامعه وبهره برداري هرچه بيشتر دشمن مي گردد . مهندس كاكائي گفت : در استان ايلام كار در حوزه هاي سياسي و سازمانهاي مردم نهاد با مشكلات خاص خود همراه است وبر ضرورت داشتن سعه ي صدر بيشتر در ميان متواليان امور سياسي واجتماعي تاكيد نمود وخواستار زمينه سازي لازم براي هر چه فعال تر شدن نهادهاي مدني در استان گرديد .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 18:30  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام | 
انسان شناسی شهری
ارايه کننده: سحر ميرشاهي | در تاريخ : September 22, 2007 | موضوع : علوم اجتماعي | تعداد بازديد : 594 | امتياز :
*سيد قاسم حسني
انسان‏شناسي شهري، به عنوان تخصصي ويژه در انسان‏شناسي فرهنگي، پس از جنگ جهاني دوم يعني هنگامي مطرح شد كه وضعيت اقتصادي ـ سياسي جديد سبب رشد گسترده وانفجار آميز شهرها نه فقط در مناطق توسعه يافته بلكه در مناطق  درحال توسعه جهان نيزشده بود. اين فرايند نيمي از جمعيت جهان را به طور مستقيم  به درون مراكز شهري سوق داد و منجر به گسترش بي‏نظمي اجتماعات و بازسازمان‌يافتگي اشكال اجتماعي و ارزش‏هاي فرهنگي و به وجود آمدن خصوصيت فرهنگي جديد شد. در واقع اين نوع شهر‏نشيني كه شكل مدرني از شهر‏نشيني بود، برحسب اصول كاملاً متفاوتي سازمان يافته و با اصولي كه در دوران پيشين، شهرهاي ماقبل مدرن را از روستاها جدا مي‏كرد، تفاوت داشت.
سحر ميرشاهي

مدیر سایت / فارغ التحصیل مهندسی علوم و صنایع غذایی از دانشگاه شهید چمران اهواز


View Profile >
تغيير و تحول به وجود آمده در شهرها و افزايش و رشد سريع جمعيت‏هاي شهري در شهرهاي مدرن و پي‌آمدهاي فرهنگي، اجتماعي و ظهور خصوصيات فرهنگي جديد و خرده‌فرهنگ‏ها و هم‏چنين تنوع قومي و بحث هم‌جواريشان، انسان‏شناسان را  برآن‌داشت تا از حوزة كلاسيك كه مربوط به قلمرو جغرافيايي اقوام ابتدايي و بومي بود، به جوامع پيچيده يعني جامعة شهري توجه كنند. كتاب انسان‏شناسي شهري اثر ريچارد بشام  از آثار انسان‏شناسي شهري است كه تحت تأثير همين تحولات نگاشته شده و از آثار خواندني و قابل توجه به شمار مي‌آيد.
اگر زمان تقريبي شكل‏گيري انسان‏شناسي شهري (1940) را تا به حال (2003) به سه    دورة دو دهه‏اي تقسيم كنيم،‌ اثر بشام به دورة دوم يعني دو دهة مياني مربوط مي‏شود كه موضوعات خاصي را مورد توجه قرار مي‏دهد و تفاوت‏هايي با دو دهة ديگر دارد.
كتاب مذكور حاوي هشت فصل است. فصل اول كتاب، به روند شكل‏‎گيري انسان‏شناسي شهري و روش‏شناسي كلاسيك انسان‏شناسي و چگونگي انطباق آن با محيط شهري مي‏پردازد. كانون اصلي توجه در كتاب بشام، در همين فصل و فصل آخر كتاب نهفته است به همين دليل براي آشنايي و بررسي اين شاخة تخصصي سعي خواهد شد بر اين فصول تأكيد بيشتري شود.
بشام ريشه‏هاي شكل‏گيري انسان‏شناسي شهري را با تغييرات به وجود آمده پس از جنگ جهاني دوم مرتبط مي‌داند. با ظهور جنگ جهاني دوم و تغييرات عمده در كشورهاي جهان و برچيده شدن امپراطوري‏هاي استعماري و استقلال كشورهاي تحت استعمار، تغييرات عمده‏اي در رويكرد مطالعاتي انسان‏شناسي به وجود آمد. با جنگ جهاني دوم و تغييرات سريع در سراسر جوامع بشري، انسان‏شناسان روند مطالعاتي خود را كه ابتدا موسوم به جوامع ابتدايي بود،‌ تغيير دادند و به واقعيت‏هاي زندگي اجتماعي مدرن توجه كردند. اين مطالعات از دهه‌هاي چهل وپنجاه ميلادي قرن بيستم  آغاز شد و انسان‏شناسان به نقش شهرها كه در جهان امروز باعث تغييرات عمده‏اي در شيوة زندگي و شكل‏گيري تعاريف فرهنگي جديد شده‌اند، توجه كردند. بشام نقش تغيير و جهان‌شمول شدن تغيير پس از جنگ جهاني دوم و پي‌آمدهاي تغيير را در شكل‏گيري اين شاخه از علم انسان‏شناسي، مهم مي‏داند.
افزون بر اين، وي به نگرش ضد استعماري توجه كرده واضافه مي‌كند كه اين نگرش در كشورهاي تازه به استقلال رسيده، به دليل مهاجرت و اقامت تعداد كثيري از نخبگان بومي كشورهاي غربي براي آموزش در دانشگاه‏هاي غربي بود. در خلال اين سفرها، حقيقتي براي آن‏ها مكشوف شد كه براي آن‏ها ناراحت‏كننده بود. آن حقيقت، اين بود كه علم انسان‌شناسي، مردمان موسوم به«ابتدايي‏» را مورد مطالعه قرار مي‏دهد، به اين دليل كه اغلب انسان‏شناسان در همين محيط‏هاي استعماري به مطالعه مي‏پرداختند، اين مكان‌ها عموماً موطن اين نخبگان بود و در عوض، علم جامعه‏شناسي، جوامع متمدن و غربي را مورد مطالعه قرار مي‏دهد. پيوند انسان‏شناسي با مردمان «ابتدائي» به اين تفكر منجر شد كه تداوم حضور انسان‌شناسان غربي را در اين كشورها نوعي توهين قلمداد كنند و دست به تغييري در نگرش خود نسبت به انسان شناسي بزنند و به اين ترتيب پارادايم انسان‏شناسي را ازمحدودة حوزة ابتدايي وساده خارج كرده، به حوزة جوامع پيچيده و شهري گسترش دهند.
همان‌گونه كه ذكر شد، فصل اول و آخر كتاب بشام معرفي انسان‏شناسي شهري و روش‏شناسي اين شاخه از انسان‏شناسي است. بقيه فصل‌ها به موضوعات اين شاخه تخصصي و تحقيقاتي كه در قالب اين موضوعات توسط انسان‏شناسان شهري انجام گرفته، پرداخته است. از نكات قابل توجه كتاب بشام پاسخ روش‏شناختي او براي مطالعه در شهرهاست. وي پس از معرفي دو روش پايه‏اي و اساسي انسان‏شناسي كه عبارتند از مشاهدة مشاركتي  و كل‎‏گرايي  سوالاتي در مورد به‏كار بردن اين روش‏شناسي درگسترة جامعه شهري  مطرح مي‏كند. براي مثال بشام اين پرسش را  پيش مي‌كشد كه با توجه به آن‌كه روش‌شناسي انسان‌شناسي  براي مطالعه بر جوامع كوچك و عناصر و اطلاع‌رسان‌هاي محدودي طراحي شده است ، گذر به شهر با پيچيدگي و تنوع و فراوني عناصر آن چگونه امكان‌پذير خواهد بود؟  آيا گستره وحجم بزرگ شهر سبب نخواهد شد كه مطالعة انسان‌شناس شهري سطحي وكم عمق شود؟  بشام، براي پاسخ به اين سؤالات و به كاربردن روش‏شناسي دقيق كه به تحريف واقعيت جامعة شهري منجر نشود، كاربرد شيوة خاصي را در روش‏شناسي توصيه مي‏كند. به اعتقاد او اين روش‏شناسي، در متن، ماهيت و ذات انسان‏شناسي نهفته است. انسان‏شناس با اين تمهيد روش‏شناختي است كه مي‏تواند يك متن يا يك پديده را مورد بررسي دقيق قرار دهد. تمهيد روش‏شناختي توصيه شده توسط بشام براي بررسي متن شهري، محدود كردن حوزة ميداني و انتخاب يك زمينة فرهنگي مشخص در جامعة كلان شهري است.
او معتقد است بخش‏بخش كردن حوزه‏هاي شهري و گنجاندن حوزه‏ها در قالب محله يا زمينة فرهنگي با محدودة مشخص، مي‏تواند تمهيدي باشد براي به كارگيري روش‏شناسي پايه‏اي انسان‏شناسي در متن شهري.او معتقد است در حوزه شهري، محققين انسان‏شناس بايد مطالعات اجتماعي سطح ميانه‏اي را جستجو كنند كه هم روش مشاهده مشاركتي و هم روش كل‏‎گرايي درآن قابل به‏كارگيري باشد.بشام در فصل آخر كتاب خود روش‏هاي تكميلي را برمي‏شمارد كه همراه با روش‏شناسي پايه‏اي مي‌توانند در مطالعات شهري موردستفاده قرار گيرند. روش‏هاي تكميلي ارايه شده در فصل آخر كتاب بشام عبارتند از: اتنوگرافي خرد‌شهري ، فن‌ معنا‏شناسي قومي و فن‌شبكه‏اي ، مصاحبه‌هاي رسمي، اتنوگرافي كلان شهري ، و…
وي در فصول ديگر كتاب كه به موضوعات انسان‏شناسي شهري مرتبط است، به‏كارگيري اين روش‏هاي تكميلي را با ذكر نمونه‏هايي تشريح مي‏كند. در واقع او از يك طرف موضوعات انسان‏شناسي شهري را در اين فصول معرفي مي‏كند و از طرفي ديگر روش‏شناسي تكميلي را با بسط موضوع در هر بخش نشان مي‏دهد. به عنوان مثال در فصل پنجم كتاب، يكي از انسان‏شناسان مشهور به نام اسكار لويس با توجه به موضوع در متن شهري با روش‏شناسي تكميلي معرفي مي‏شود كه مي‏تواند مثال موردي دراين باره باشد. كار عمدة لويس، مطالعة فقر شهري و فرهنگ فقربود. وي براي مطالعة اين موضوع از فن زندگي‌نامه استفاده مي‌كرد. لويس معتقدبود با به‏كارگيري اين روش در يك متن شهري مي‏توان به يك معني واقعي دست يافت. مثلاً براي بررسي و مطالعة عميق يك خانواده از طريق اين روش مي‏توان به معني واحد مؤثري رسيد كه به ديگرخانواده‏هايي كه در موقعيت مشابه اين خانواده زندگي مي‏كنند، قابل‌تعميم باشد. خانواده سانچز، حاشيه‏نشينان مكزيكوسيتي از مطالعات لويس با اين روش تكميلي است و لويس توانست با اين روش‏شناسي مسئله فرهنگ فقر را ارائه دهد. او فرهنگ فقر را منعكس كنندة وجود محروميت‏هاي اقتصادي، نابساماني اجتماعي يا فقدان يك  پديده يا يك حالت خاص نمي‏داند بلكه علاوه بر اين‏ها وضعيت و حالتي مثبتي مي‏داند كه سودمندي‏هايي دربردارد و بدون آن، شخص فقير به سختي مي‏تواند در شرايطي كه براي او وجود دارد به زندگي بپردازد، در واقع فرهنگ فقر از ديدگاه لويس، روشي از زندگي است و بهترين مكان براي مطالعة اين فرهنگ را محلة فقير‏نشين شهري مي‏داند. همان‏گونه كه مشاهده مي‏شود، روش تكميلي در يك متن شهري با زمينة فرهنگي مشخص در كتاب بشام به خوبي معرفي مي‏شود و خواننده را با نحوة به كاربردن آن با يك مثال‏واره آشنا مي‏سازد.
همان‌گونه كه گفتيم انسان‏شناسي شهري سه دورة دودهه‏اي را تا به حال پشت سرگذاشته است. نسل‏هاي انسان‏شناسي شهري در طي دوره‏هاي مختلف موضوعات متفاوتي را مورد مطالعه قرار مي‏دادند.
نسل اول‏ انسان‏شناسي شهري كه متعلق به دو دهة اول يعني دهه‌هاي چهل و پنجاه بود. درپي يافتن بقاياي زندگي روستايي در شهر بود. اين نسل را مي‏توان در نزد انسان‏شناسان مكتب منچستر ديد كه درپي يافتن قبايل و قبيله‏‎گرايي در شهرهاي آفريقاي مركزي بودند و حتي مفهوم باسازي قبيله‌اي  را ابداع كردند.
دو دهة دوم يعني دهه‌هاي شصت وهفتاد قرن بيستم تا حدودسال1980 ،نسل دوم انسان‏شناسي، موضوعات اصلي انسان‏شناسي در گذشته را، در شهر جستجو مي‏كردند. در اين دوره، شهر به مفهوم عام كلمه مورد توجه نبود، اكثر انسان‏شناسان شهري اين دوره مسايل خاصي هم‌چون مهاجرت، خويشاوندي، قشربندي اجتماعي، سازگاري و نحوة سازگاري مهاجران، نقش‏هاي اجتماعي و غيره را در شهر جستجو مي‌كردند.
آغاز نسل سوم انسا‏ن‏شناسي شهري از حدود 1980 ميلادي است كه انسان‏شناسان شهري، علايق‏شان را به‌تمامي جنبه‌هاي زندگي شهري معطوف كردند. براي انسان‏شناسي شهري اين دوره آنچه اهميت دارد،‌ خصوصيات فرهنگ شهري  و ويژگي‏هاي شكل‏هاي گوناگون زندگي در شهر مورد مطالعه است اين انسان‏شناسي ديگر به دنبال پديده‏هاي زندگي روستايي و كوچ‏نشين يا مسايل ديگر از اين دست در شهرنيست.
كتاب انسان‏شناسي شهري بشام را بايد متعلق به دورة دوم دانست . با رجوع به فصول دوم به بعد، بشام موضوعات خاص انسان‏شناسي را در شهر جستجو مي‏كند. موضوعاتي هم‌چون مهاجرت ازروستا به شهر، عوامل دفع و جذب، خويشاوندي در شهر، طبقه، كاست و قوميت در جوامع شهري.
با اين وصف اثر بشام، اثر قابل توجهي است و از آثار كلاسيك انسان‏شناسي شهري به شمار مي‏آيد. نحوة پرداخت و زبان شيوا و گوياي وي از شروع تا پايان كتاب و توجه جامع‏نگر و كامل او را چه به لحاظ نظري، تاريخي و روش‏شناختي و چه به لحاظ موضوعي و مثال‏واره‏اي در جاي جاي كتاب مي‌توان ديد.در اين‌جا مي‌توان نگاهي نيز به موضوع شهري در ايران داشت.
اهميت مطالعات انسان‏شناسي شهري در ايران 
براي انسان‏شناسي شهري در ايران هيچ پيشينه‏اي نمي‏توان رديابي كرد. در مقايسه با دامنه گستردة ادبيات اين رشته در آمريكا و اروپا، هنوز به‏رغم اهميت مطالعات شهري در ايران به دليل دگرگوني‏هاي به وجود‏ آمدة شهري در سال‏هاي اخير و وجود خصوصيات فرهنگي و اشكال گوناگون آن، بررسي و شناخت آن از اين منظر مورد توجه قرار نگرفته‏ است و زمينة وسيعي را جهت كار براي انسان‏شناسان و محققان نسل‏هاي كنوني و آتي عرضه مي‏كند. براي روشن‏ كردن اهميت انسان‏شناسي شهري در مطالعات شهرهاي ايران، لازم است نگاهي اجمالي به دلايل مطالعه از چند زاويه داشته و از اين چند منظر اهميت مطالعة اين رشته در شهرهاي ايران را اجمالاً روشن كرد.
شهرهاي ايران از خصوصياتي منحصر به فرد برخوردارند. منشاء توسعه و تكامل شهرهاي ايراني دلايل گوناگوني داشته است. بسياري از اين شهرها بر حسب كاركردهاي ويژه‏اي به وجود آمده‏اند. و هنوز تحت تأثير همان كاركردها و با تركيبي از عناصر بيروني قرار دارند و بر رفتارها و خصوصيات فرهنگي مؤثرند. از ويژگي‏هاي عمده‏اي كه شهرهاي ايران متأثر از آن هستند ،تنوع و پراكندگي تحت تأثير زمينه‏هاي فرهنگي، قومي، اقليمي است. اين امر خصوصيات و اشكال گوناگوني از فرهنگ شهري را به وجود آورده و بر ساخت كل شهر تأثير گذاشته است.
الف ـ تأثير زيست شهري براشكال زيستي ديگر
با مدرن شدن جامعة ايراني به خصوص در زيست شهري و منشاء تغيير در اين زيست، ‌اشكال زيستي ديگر تحت تأثير اين زيست قرار گرفته‏اند. به گونه‏اي كه زيست عشايري و روستايي در زيست شهري مستحيل شده است. مرزهايي كه در گذشته ميان اين سه نوع  زيست وجود داشته برچيده و نفوذ زيست شهري بر زيست‌هاي ديگر بيشتر شده است.
انسان‏شناسي شهري با مطالعة دقيق مي‏تواند، استمرار زيست عشايري و روستايي را در زمينة شهري مورد مطالعه قرار دهد و به اين پرسش پاسخ دهد كه آيا شهرهاي ايران به جوامع شهري واقعي مبدل شده‌اند؟ يا در شهرهاي ايران مجموعه‏اي از زيست‏هاي عشايري و قومي روستايي وجود دارند كه در كنش عمومي مشاركت ندارند و بر ساخت كلي شهر تأثير مي‏گذارند؟‌ در واقع آيا انسجام شهري ايراني وجود دارد يا قبيله و روستا و نظام موروثي پنهان در داخل شهر ادامه داشته و بر مفهوم جامعه شهري غلبه دارد؟ از طرف ديگر تأثير زيست شهري بر زيست‏هاي ديگر چگونه بوده و اين تأثير چه تغييراتي را در ساختار اجتماعي فرهنگي زيست عشايري و روستايي گذاشته است؟ به طور كلي اختلال در سه شكل زيستي در ايران در چند دهة اخير پي‌آمدها و نتايجي به همراه داشته كه شناخت اين مسايل مي‏تواند نقش عمده‏اي در درك خصوصيات و اشكال فرهنگي جامعه ايراني و تغييرات به وجود آمده داشته باشد. انسان‏شناسي شهري با مطالعه در اين زمينه مي‏تواند چگونگي سازگاري مردم را در شهر با پس‏زمينه‏هاي روستايي و عشايري نمايان سازد.
ب‌ ـ گسست شهر قديم / شهر جديد
اين موضوع مي‌تواند يكي از دلايل ديگر اهميت مطالعات انسان‏شناسي شهري در ايران   باشد شهرها كه درگذشته داراي طرح و بافت فرهنگي- اجتماعي خاصي بودند. در اين شهرها روابط و كنش‏هاي اجتماعي و خصوصيت فرهنگي نوعي پويش دروني به وجود مي‌آورد. اما تغييرات در شهرها در چند دهة اخير، منجر به گسست و انقطاع شهر با اين گذشته شده و شالوده‏هاي كهن ارتباطات درون شهري و معماري و به طور كلي طرح و بافت نظام اجتماعي فرهنگي از هم گسسته شده است. (حبيبي، 1378)
عناصر جديد كه در شهرهاي ايران وارد شده،  بر شيوة زندگي شهري تأثير گذاشته و شهرهاي ايران را به سمت سبك مدرن سوق داده كه خواه ناخواه اين سبك جديد بر رفتار مردم تأثير گسترده‏اي داشته است. انسان‏شناسي شهري سعي دارد يك ديدگاه انسان‏شناختي براي مطالعة زندگي شهري در فضا و زمان سبك جديد شهرها نسبت به فضا و زمان سبك قديم شهرها به دست دهد و تغييرات و تحولات اين انتقال را مورد كنكاش قرار داده و نفوذ و تأثير شهرها بر الگوي سبك جديد زندگي مردم را مورد بررسي قرار دهد. در واقع انسان‏شناسي شهري سعي دارد با مطالعة تطبيقي زندگي شهري در زمان ومكان در اين دو سبك به نتايج مفيدي دست يابد.
پ ـ مهاجرت روستايي
يكي ديگر از پديده‏هايي كه در چند دهة اخير مي‏توان در شهرها مشاهده كرد روانه شدن سيل گسترده‏اي از جمعيت روستايي و عشايري به شهرها و در پي آن افزايش جمعيت شهري است. فروپاشي شيوه‏هاي توليدي سنتي در جامعة ايراني كه نقطة اوج آن به اصلاحات ارضي در دهة چهل برمي‏گردد به عنوان نقطة عطفي در روند شهرنشيني در ايران قابل بررسي است. اين روند شهرنشيني از سال 1340 تا 1360، نرخ جمعيت شهري را 5/34 درصد به 51 درصد رساند ورشد اين نرخ هنوز ادامه دارد. تا قبل از اصلاحات ارضي،‌ ايران كشوري روستايي ـ عشايري بود و اكثر مردم در جوامع روستايي يا عشايري زندگي مي‏كردند، اما با پيدايش دولت مدرن و سياست تخته‏قاپو كردن و مصرفي شدن جامعة ايراني به دليل پيدايش دلارهاي نفتي و افزايش خدمات پس از اصلاحات ارضي درصد شهرنشيني روند رو به افزايش داشت و اكثر مردم را در خود جاي داده است.(حساميان،1377 ، مك كي 1380)
 درچند دهة اخير، در برخي از شهرها ميزان رشد مسئله‌ساز بوده است. حركت از روستا و اجتماعات كوچك به جامعه شهري با ابعاد بزرگ تغييرات عمده و گسترده‏اي در شيوة زندگي شهري و الگوي كنشي و روابط اجتماعي و هم‌چنين در سنت‏هاي فرهنگي از يك زمينة روستايي ـ ايلي به زمينة شهري به وجود آمده است. با توجه به روستايي و ايلي بودن بسياري‌ از مردم شهرهاي ايران و سكونت آن‏ها در شهرها يكي از مسايلي كه مي‏توان به آن توجه كرد، گسست يا عدم رابطه ميان فرهنگ و سرزمين است. به اين معني كه آيا مرزهاي جغرافيايي مشخص براي فرد شهري با زمينة فرهنگي روستايي گسسته شده يا ادامه دارد؟ با توجه به شرايط اجتماعي مدرن و شهري شدن اكثر مردم ايران در شهرها، افراد از فضاهاي فرهنگي وجغرافيايي خود كنده و به مكان جغرافيايي و فرهنگي جديدي با خصوصيات و ويژگي‏هاي نو پرتاب شده‏اند. اين فرايند كه در اكثر شهرهاي ايران ديده مي‏شود و داراي نتايج و پي‌آمدهاي روان‏شناختي، اجتماعي،‌ فرهنگي فراواني بوده است. در واقع، انسان‏شناسي شهري سعي دارد در بحث مهاجرت به عوامل دفع و جذب آن بپردازد. هم‌چنين سعي دارد اين موضوع را روشن سازد، آيا زمينه‏هاي روستايي، ايلي در زمينه‏هاي شهري استقرار دارد يا نه؟ اين استقرار در چه زمينه‏هايي است؟ چه تأثيري بر روابط اجتماعي و به طور كلي در ساخت پي‌آمدهاي مهاجرت، الگو‏هاي اسكان مهاجران ـ مثلاً زاغه‏نشيني، حاشيه‏نشيني، كپرنشيني ـ و وضعيت آن‏ها در شهرها داشته است؟ واز اين راه احتمالاً بتواند به نتايج مفيدي از اين واقعيت‏هاي اجتماعي و فرهنگي مدرن دست يابد.
ت ـ كريولي شدن فرهنگ
دليل ديگري كه مطالعات انسان‏شناسي شهري مي‏تواند در ايران اهميت داشته باشد، كريولي شدن فرهنگ شهري در شهرهاي ايران است.
مفهوم كريول در زبان‏شناسي وفرهنگ‌شناسي به كار مي‏رود. زبان يا فرهنگ كريول پديده‌اي است كه به صورت يك زبان كاملاً تحول يافته با يك رشته قواعد كامل و واژگان وسيع تكامل يافته باشد. (پلاك، 1375) به عبارت ديگر، زبان يا فرهنگ كريول به پديده‌اي مي‏گويند كه از تركيب دو زبان يا فرهنگ مختلف پديد آمده باشد اين مفهوم را مي‏توان در فرهنگ‏هاي شهري نيز مشاهده كرد. اكثر شهرهاي ايران داراي فرهنگ شهري خالص و ناب گذشته نيستند. با ورود به عرصه مدرن و تحولات گسترده در ايران و تأثير مدرنيته بر فرهنگ شهري،‌ اكثر شهرهاي ايران در واقع داراي آميزه‌اي از نفوذ فرهنگ بيرون و سنت‌هاي محلي، به عبارت ديگر همان فرهنگ كريول شده هستند.
دامنة زندگي مردم اكثر شهرهاي ايران از حدود و حصار خود شهرها و ايران فراتر رفته است. در اكثر شهرها، مي‏توان به پيوستارهاي فرهنگي  برخورد كرد كه يك سوي آن مربوط به كلان‏ شهرهاي اروپايي و آمريكايي (عناصر مدرنيته) و سوي ديگر آن به فرهنگ ملي و سنت محلي مربوط مي‏شود. در اكثر شهرهاي ايران ديگر فرهنگ ناب شهري مفهومي نيست كه بتوان آن ‌را در محدودة همان شهر مشاهده كرد. در اين‏جا بايد توجه داشت كه مفهوم كريولي‌شدن فرهنگ‏هاي شهري ايراني مترادف با تركيب پيوندي  يا التقاطي‌شدن فرهنگ‏ها نيست، بلكه دقيقاً به اين معنا است كه از تركيب دو يا چند فرهنگ متفاوت، فرهنگ جديدي پديد آمده كه مانند زبان كريول جاي خود را پيدا مي‏‏كند و عمق تاريخي مي‏يابد.
بنابراين، انسان‏شناسي شهري در حوزه شهرهاي ايران مي‏تواند به چگونگي جذب و پذيرش فرهنگ جهاني  در فرهنگ محلي و به وجود آمدن شيوة خاصي از زندگي اجتماعي فرهنگي در شهرهاي ايران بپردازد. به بيان ديگر كريولي‌شدن فرهنگ شهرهاي ايران  در همه جا و در همه وقت يك گونه و يكسان نيست. بنابراين انسان‏شناسي شهري مي‏تواند اين نايك‌سان و ناهم‌گون شدن فرهنگ شهرهاي ايران را نمايان سازد. دليل اين امر پراكندگي شهرهاي ايران با زمينه‏‏هاي فرهنگي قومي و گونه‌شناسي‌هاي متنوع است كه كريولي‌شدن فرهنگي متنوع و منحصر به فرد خود را به وجود مي‏آورد.
ث ـ تعدد وتنوع قومي
 از موضوعات ديگر مورد مطالعه در انسان‏شناسي شهري كه مي‌تواند توجه اكثر انسان‏شناسان شهري را جلب كند و در ادبيات اين رشته حضور برجسته‏اي دارد، تنوع قومي در شهرها است. اين رشته در ادبيات حضور برجسته‌اي دارد.
 همان‏گونه كه در بحث مربوط به موضوعات انسان‏شناسي شهري ذكر شد، انسان‏شناسي شهري بخشي از مطالعات خود را بر روي شكل‏گيري جماعت‏هاي ويژه در بعضي محله‏هايي كه جداسازي قومي در آن‌ها اتفاق افتاده متمركز مي‌كند ايران نيز مجموعه‏اي نامتجانس از گروه‏هاي قومي و انساني مختلف است. در واقع، مجموعة  ناهمگوني از اقوام و مليت‏هاي مختلف نژادي، زباني، مذهبي، فرهنگي است. ( القايي، 1378 واحمدي 1378). اين تنوع تا قبل از مدرن شدن ايران در مرزهاي اقليمي و جغرافيايي خود محدود بود و اختلاط و هم‌جواري ‏ در آن مشاهده نمي‏شد. اما با مدرن‌شدن جامعة ايراني و اهميت شهرنشيني و افزايش درصد شهرنشيني سريع و انفجار جمعيتي شهرها به دليل مهاجرت بي‏رويه روستاييان و عشاير و گروه‏هاي قومي به شهر‏ها پديده‏‏اي را به وجود آورد كه مي‏توان،  از آن به نام هم‏جواري1و همسايگي گروه‏هاي قومي در شهرها نام ‏برد. تركيب ساختار شهرهاي ايران نه تنها از همين رويكرد تنوع قومي برخوردار شده، بلكه در برخي موارد هر گروه قومي مشاغل ويژه‏اي را برگزيده و محله‏اي را چه براي‌سكونت وچه به عنوان محل اشتغال، اشغال كرده‏اند. اين جداسازي قومي و شغلي، مسايلي هم‌چون محله‏بندي‏ها و تأثير آن بر بافت شهري،‌ هويت‏يابي، خاص‏گرايي شهري و بسياري از مسايل ديگر را به دنبال داشته كه هريك مي‏تواند در انسان‏شناسي مورد مطالعه قرار گيرد. به طور كلي پديده قوميت وهم‌جواري در اكثر شهرهاي ايران اهميت بسيار داشته و جاي بررسي و مطالعه فراواني دارد.
علاوه بر موضوعاتي كه در زمينة‏ اهميت انسان‏شناسي شهري در مورد شهرهاي ايران ذكر شد، موضوعات متنوع ديگري چون: خانواده و خويشاوندي در شهر،‌ جرم و بزه‌كاري شهري، خرده فرهنگ‏هاي شهري، عمل‌كرد نهادها و سازمان‏هاي شهري و نحوه ارتباط مردم با آن‌ها درشهرهاي ايران وجوددارد‌ كه هريك مي‌توانند به عنوان دست‌مايه‌اي براي مطالعه و بررسي قرار گيرند
                                                                                       
منابع:
ـ احمدي ،حميد، 1378، قوميت وقوم گرايي درايران، تهران، نشرني.
ـ الطلايي، علي، 1378، دربحران هويت قومي ايران، نشر شادگان.
ـ بيتس، دانيل، پلاك، فرد، 1375،  انسان شناسي فرهنگي، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، انتشارات علمي.
ـ حبيبي، محسن، 1378، ازشارتاشهر، تهران، انتشارات‌دانشگاه تهران.
حساميان، فرخ و ديگران، 1377، شهر نشيني درايران، تهران، آگاه.
- مك‌كي، ساندرا، 1380، ايراني‌ها(ايران،اسلام، روح بك‌ملت)، ترجمه شيوا رويگريان، هران، ققنوس.


*
UrbanAnthroplogy, Richard Basham, Sydney, MayFild Publishing Company, 1980.
انسان ‏شناسي شهري، ريچارد بشام،‌ سيدني، مي‌فيل پابليشينگ كامپاني،‌1980.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 0:21  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام | 

به نام خداوند دانايي

 

              نامه ي سرگشاده ي حزب مشاركت شهرستان ايلام به شوراي شهر

 

امروزه راه بردن امورشهري بر پايه ي مدرن ترين سازوكارهاي قانوني مطابق با نيازهاي

 

روز شهروندان ،در جوامع توسعه يافته ضرورتي تخلف ناپذير است. شهر، شهروندي

 

،شهرداري و حقوق و تكاليف شهروندي ازجمله موضوعاتي هستندكه ذهن كارشناسان

 

صاحب دانش وفن رابخود مشغول نموده تا بست ونسبتي منطقي ميان عناصر پديد آورند و

 

شهرونداني مشاركت جو آموزش يابند تا علاوه بر آشنايي با تكاليف خويش در قبال شهر و

 

همشهريان، حقوق شهروندي خود را نيز به خوبي بشناسند واز طريق ساختارهاي پيش

 

بيني شده آنها را مطالبه نمايند و ازديگر سوي با پرورش وگزينش افرادي كه ازدانش

 

مديريت شهري و الزامات آن برخوردارند به عنوان شهردار، به طراحي وتدارك شهري

 

بپردازندكه درآن رفاه وراحتي و آرامش و بهداشت روح و جان شهروندان تأمين است. بي

 

شك شوراها يكي ازراههاي رسيدن به چنين شهري ونماد به رسميت شناختن حقوق

 

شهروندي است .

 

شهر ما «ايلام» كه اكنون سومين دوره ي شوراها را تجربه مي كند با انبوهي از گره هاي

 

كور وناگشوده مواجه است ،از     حفاري هاي تدبير ناشده اي كه هزاران گونه مزاحمت

 

براي زندگي شهروندان ايجاد نموده ، تا بار سنگين ترافيك وتعطيلي شهر با كمترين

 

نزولات وحوادث طبيعي ،تا توسعه ي پيش بيني نشده ي ساخت و سازهايي كه به قياس و

 

قامت هيچ الگوي معماري شهرسازي نمي باشد وفقدان حداقل امكانات رفاهي ،تفريحي

 

براي كودكان و بزرگسالان و به مخاطره انداختن شهرندان روستاهاي اطراف شهر به علت

 

عدم رعايت ابتدايي ترين اصول زيست محيطي وتغيير در جغرافياي طبيعي اطراف شهر

 

واخيرا خاموشي هاي بدون برنامه و ...بايد به اين همه ، معضل خودساخته ي ديگري

 

را افزود كه نه بلاي آسماني است تا از دست بشر كاري ساخته نباشد و نه دست

 

بيگانگان در كار است كه كه بهانه اي براي ناكامي باشدو آن واقع شدن انتخاب

 

شهردار ايلام در بن بست تنگ نظري ها و رها شدن امور شهردر دامن بلاتكليفي است .

 

هر چند در دولت نهم اداره ي بخش هاي مهمي از كشور به صورت سرپرستي مد گرديده و

 

ابلاغ ها با مداد نوشته مي شود اما متأسفانه شهر ايلام ازاين ره آورد بي نصيب نمانده ،

 

نبايدترديد كرد كه فشل شدن امور شهري ، عقب ماندن از روند توسعه ،روز مرگي و

 

فقدان نگاه برنامه اي به امور ، عدم  ثبات و اطمينان مديريتي، پايين آمدن كارآمدي و

 

بلاتكليفي، حداقل پيامدهاي ناگوار اين شيوه ي اداره ي امور است . ماههاست كه انتخاب

 

شهر دار ايلام به كلافي سردرگم مبدل گشته وبه سختي مي توان افكار عمومي را مجاب

 

نمود كه اينگونه رفتار براي رضايت خداوند ورفاه حال شهروندان و عمران و توسعه ي

 

شهر باشد، آنچه بيشتر در افكار عمومي در حال شكل گيري است گروكشي وعقده گشايي

 

هايي است كه نه در شأن منتخبين مردم در شوراي شهر مي باشد و نه شايسته ودر خور

 

مقامات  و مراجع ذي ربط.

 

شايسته آن است نمايندگان مردم درشوراي شهر افرادي را به عنوان  نامزد تصدي

 

شهرداري معرفي نمايندكه علاوه برتوان تخصصي و تجربه وتعهد لازم واجد نگاه مدرن به

 

مسايل شهري و داراي برنامه ي مدون جهت سامان دادن به امور شهر باشند ، درمقابل

 

مقامات ومراجع ذيصلاح به انتخاب قانوني شوراها احترام گذاشته  تا شهري كه يادگار

 

هشت سال دفاع مقدس بوده در مسير روند توسعه  قرار گيرد .

 

حزب مشاركت ايران اسلامي حوزه ي شهرستان ايلام همراه وهمگام باعموم شهروندان

 

عزيز ايلامي انتظار دارد با درايت و مسئوليت پذيري بيشتر نمايندگان شورا ونيز مسئولين

 

ذي  ربط گره از كار انتخاب شهردار هر چه سريعتر گشوده شود وضمن جلوگيري از هدر

 

رفتن منابع و پايان بخشيدن به روزمرگي هاي حاكم بر فضاي عمومي مديريت شهري ،

 

امور شهر  به سامان منطقي و طبيعي برگردد واز بروز رخداد هايي كه هزينه هاي سنگين

 

مادي ومعنوي را بر عموم شهروندان ايلامي تحميل خواهد نمود ممانعت به عمل آِيد ومردم

 

در مقام عمل شاهد خدمت بي منت  ومهرورزي مسئولان ومتوليان و به سامان شدن امور باشند .   

 

حزب مشاركت ايران اسلامي

شهرستان ايلام

1/5/87

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 14:37  توسط شورای مشارکت حوزه شهرستان ایلام |